اینکه کسی رو تو تاریکی
دوست داشته باشی
ادبیات
اینکه کسی رو تو تاریکی
دوست داشته باشی
ای مار٬
همهمه غضروف!
رویایی
زمان از شکل کدام متهم است
که در وقتهای بی ترقه اش همان تکرار است؟
به روی ساعت های شنی حمله انتحاری میکنم
در رگهایم آویزان شدم از ده سالگی ام
مانع مراوده های پوستی شده ام
زبانم در گلویم هرز میرود
به خودم برمیگردم
افتاده تر از لبانم شدم
من بارها با خودم جیغ زدم
بارها با خودم جیغ زدم
بارها خودم جیغ زدم
خودم جیغ زدم
جیغ زدم
دردم را صدایم میکشد
از روی هزار زخم پدرم رد میشود
مادرم بی شباهت به خودش دهن کجی میکند
عکسهایی که در قاب بود در باران هم گریه میکرد
در ریگهای بیابان ی قل دو قل قورت دادم
نور منحنی ماه در شکاف تنگ چشمی
در کوهان شتر عرق کپلهای اضطراب خشک میشود
شیر مرغ در جان آدمیزاد توطئه سفیدی را تجربه میکند
خط کشی ها به سمت مردم منحرف
جدول های خیابان عمودی و افقی به سرم میریزند
کلمات تقاطع جنون یک طرفه